درمدح وثنای مولای سرمستان امیرمومنان علی(ع)

3/12/1386
ازکهنه می ات مست نمودی دوجهان را
وزطرزجنون مسخ نمودی هیجان را
 
زاهدبنگرخوب سیه مستم وبیهوش
اصل
اتوبدل هیچ نگیراین سخنان را

دروقت اذان خوب که من گوش گرفتم
مدح توشنیدم همه ذکراذان را
 
مستانه وضویی زمی ناب گرفتم
تاعرض ارادت بکنم شاه جهان را
 
سجاده خودسمت نجف پهن نمودم
برهم زده ام ضابطه سمت ومکان را
 
تکبیره الاحرام من است نام امامم
بیخودکنی ازخودهمه ذکروبیان را
 
یااول والاخروهم ظاهروباطن
بااب دهان خلق نمودی توجهان را
 
امدچوبه معراج نبی درپس پرده
بیشک که توبودی نبودشک وگمان را
 
حتما که مقام توخداییست وگرنه
دادندچگونه به شما مادرمان را
 

بنویس

منت بگذار و نام من هم بنویس
در زمره نوکران محرم بنویس
 
لایق اگرم برای قربانگاهت
تاریخ شهادتم محرم بنویس
 
هرثانیه از روزو شبم مال شما
وقف خودتان تمام عمرم بنویس
 
یک نامه برایت ننوشتم اما
یک نامه شماشاه مکرم بنویس
 
هروقت اگر نامه نوشتی حتما
ان را به نشانی مزارم بنویس
 
تاریخچه ارادتم را به خودت
از قبل تراز حضرت آدم بنویس
 
این قافیه راشلمچه برگردانده
یافاطمه ای روی پلاکم بنویس